محمد تقي جعفري
262
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بدهيم زيرا موضوعى كه از ديدگاه ما بيرون است يا درك ما قدرت اشراف بر آن را ندارد ، قابل برقرار كردن ارتباط معرفتى نخواهد بود . بعنوان مثال ما در اين برهه از زمان نمىتوانيم سرگذشت سحابيهاى اوليه را كه در فضاى كيهانى ما در حال تكون و تحول بودهاند ، مورد شناخت صد در صد علمى قرار بدهيم ، زيرا از ديدگاه ما بيرونند و نمىتوانيم بر آنها اشراف پيدا كنيم . همچنين اگر موقعيت ما جزئى از مجموعه اى باشد كه ديگر اجزاى آن مجموعه درك ما را در موقعيت خاصى قرار داده است كه نمىتوانيم به مجموعهء مفروض مشرف باشيم ، بعنوان مثال اگر در انبوه جمعيتى قرار بگيريم كه تحت تأثير عامل يا عواملى سخت در حركت و جوششند و ما هم جزئى از آن جمعيت گشتهايم و نمىتوانيم هدفها و عوامل محرك آن جمعيت را دريافت نمائيم ، بعبارت روشنتر غرق درياى جمعيتيم ، در اين صورت مثل ما مثل قطره اى است كه نمىتواند بر دريا اشراف پيدا كند . در مراحل اوليهء شناخت يك موضوع اشرافى كه حاصل مىشود ، غير مستقيم است ، زيرا در جهان عينى ، موضوعاتى كه طرف ارتباط ما واقع مىشوند ، در ميان پديده هايى هستند كه با روابط گوناگون به آن موضوعات پيوستهاند . مثلا وقتى كه رنگها را مىبينيم ، حتماً در فضاى روشن آنها را در مىيابيم و نور در نمود رنگها نقش اساسى دارد ، به همين جهت است كه اشراف ما به واقعيت رنگها اشراف مستقيم نيست فاصلههاى كم و زياد در نمود اجسام براى ما تأثيرات حتمى دارد ، بنا بر اين اشراف ما به اجسام به جهت وجود فاصلهها مستقيم نمىباشد . همچنين در پديدهء خود آگاهى ( علم حضورى ) ما معمولا نمىتوانيم بطور مستقيم به من مشرف باشيم بلكه نخست نيروها و فعاليتهاى درونى را درك مىكنيم و يك يك آنها را كنار مىگذاريم و من را براى دريافت حضورى درك مىنمائيم ، همچنين معلولها را همراه با آخرين اجزاء علت درك مىكنيم .